حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
25
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
اقتصادى بندر عباسى فراهم آيد و چه تغييرات عمدهاى در روند اجراى سياستهاى شاه عباس اول روى داد كه شرايط نامساعدى را براى بندر عباسى رقم زد ؟ در اين بخش ، براى نخستين بار ، ضمن بررسى رويدادهاى منتج به افول تجارت دريايى ايران ، عمدهترين دلايل افول بندر عباسى در چهارچوب سه تغيير عمده مطالعه خواهد شد . مسئلهء « تغييرات عمده در سياستهاى اجرايى شاه عباس اول » « تغيير در بافت اجتماعى بندر عباسى و نواحى ساحلى ايران » ، « تغيير و جابهجايى قدرتهاى منطقهاى خليج فارس » ، سه مسئلهاند كه به عنوان چهارچوب نظرى اين تحقيق ، ارزيابى و اثرات هر يك بر موقعيت بندر عباسى و افول آن نشان داده خواهد شد . يادآورى مىشود كه بررسى عمده نظر به مسئلهء « تأثير تغييرات ساختارى بر موقعيت بندر عباسى » استوار و اتكاى اصلى آن بر يافتههاى تاريخى است . دربارهء « تغييرات عمده در سياست اجرايى شاه عباس اول » بايد گفت ، چنان كه پيش از اين آورده شد ، ساختار ادارى بندر عباسى به صورت « متمركز منطقهاى » و تحت نظر و ادارهء « والى فارس » قرار داشت . اتخاذ اين سياست كه مىتوان با عنوان « نظارت منطقهاى » از آن ياد كرد ، موجب نظم در امور اجرايى ايالت فارس و در نتيجه بندر عباسى شد و مهمترين حاصل آن « ايجاد امنيت فراگير » در پسكرانههاى خليج فارس بود . اين سياست با مرگ شاه عباس اول تغيير نكرد و به وسيله امام قلى خان ، بيگلر بيگى فارس ، به خوبى تداوم يافت . در واقع ، نخستين نشانههاى تغيير در روند اجرايى سياست « نظارت منطقهاى » ، را مىتوان پس از قتل امام قلى خان مشاهده كرد . « شاه صفى » به دلايلى كه در منابع و تحقيقات تاريخى به خوبى روشن شده است ، در سال 1041 ق . / 1631 م . امام قلى خان را به قتل رساند و به دورهء حاكميت بيست سالهء او در شيراز پايان داد . « 1 » شاه صفى كه از نفوذ و قدرت خاندان امام قلى خان در ساختار ادارى فارس بيمناك شده بود ، بلافاصله پس از قتل او ساختار ادارى اين ايالت را تغيير داد و به گفتهء « ميرزا حسن حسينى » ، « ايالت فارس را تجزيه فرموده ، هر ناحيتى را به مناسبت به حاكمى سپردند . » « 2 » در دوره امام قلى خان ، ايالت فارس و بخش عمدهاى از سواحل خليج فارس ( حد فاصل بندر ميناب تا بندر ريگ ) « 3 » تحت اداره مستقيم بيگلر بيگى يا والى فارس قرار داشت و پس از كشته شدن امام قلى خان ، سه ناحيه يا ولايت « كوهگيلويه » ، « لارستان » و « دورق » از فارس منتزع و تحت اداره يك والى جديد قرار گرفت . « 4 » پرسش اساسى اين است كه اين تغييرات ادارى تا چه اندازه در كيفيت تجارت پسكرانهاى بندر عباسى مؤثر بوده است ؟ ترتيبى كه امام قلى خان براى اداره امور بنادر اتخاذ كرده بود مبتنى بر تجربه و آگاهىهاى به دست آمده و برگرفته از يك برنامهريزى دراز مدت بود كه از زمان استقرار اللّهوردى خان در فارس شروع شده بود . اين الگوى ادارى ، كارآمدى خود را به خوبى نشان داده و دورهاى طلايى را در اقتصاد و سياست بندر عباسى به وجود آورده بود . تجزيه فارس ، به معناى ناديده گرفتن و الغاء سنت ادارى بيست سالهاى بود كه تجربهاى مثبت به شمار مىرفت . پس از مرگ امام قلى خان ، ايالت پهناور فارس عملا به چهار بخش عمده تقسيم شد . واليان و مأموران ادارى كه معمولا به طور مستقيم توسط شاه انتخاب مىشدند ، به منطقهاى اعزام مىشدند كه شناخت كاملى از ويژگىهاى اجتماعى و فرهنگى آن نداشتند و نمىتوانستند به خوبى با گروههاى اجتماعى مستقر در سواحل ارتباط برقرار كنند . از اينرو ، در حفظ و تقويت ساختار سياسى و اقتصادى منطقه چندان كارآمد نبودند . شاه صفى ايالت فارس را جزء « املاك خاصه » درآورد « 5 » و به اين ترتيب ، تحت نظارت مستقيم خود گرفت . اعمال چنين سياستى با توجه به اينكه شاه صفى از دولتمردان قدرتمندى همچون امام قلى خان بهرهمند نبود ، در دراز مدت نمىتوانست پاسخگوى نيازهاى اساسى ادارى سواحل باشد و مهمتر اينكه با اين سياست ، واليان محلى از اختيارات كمترى برخوردار شدند و در مواقع بحرانى و حساس ، قادر به تصميمگيرىهاى سرنوشتساز نبودند و ضميمه كردن ايالت فارس به املاك خاصه شاهى نه تنها راهحل مناسبى براى اداره اين ايالت پهناور به شمار نمىرفت ، بلكه نتايج زيانبارى را به دنبال آورد كه مهمترين آنها ، نبود احساس اطمينان در دولتمردان صفوى نسبت به آينده شغلىشان بود كه در نتيجه « ثبات ادارى » را متزلزل مىساخت . اثر مخرب چنين
--> ( 1 ) . درباره جزئيات كشته شدن امام قلى خان بنگريد به : - خلاصة السير ، پيشين ، ص 148 - 146 . همچنين : واله اصفهانى ، محمد يوسف ، خلد برين ، ( حديقه ششم و هفتم ) ، تصحيح دكتر محمد رضا نصيرى ، تهران ، انجمن آثار و مفاخر فرهنگى ايران ، 1380 ، صص 149 - 148 . همچنين : اسكندر بيگ منشى و محمد يوسف ، ذيل عالمآراى عباسى ، تصحيح سهيل خوانسارى ، تهران ، چاپخانه اسلاميه ، 1317 ، صص 117 - 116 . همچنين : استرآبادى ، سيد حسن بن مرتضى حسينى ، از شيخ صفى تا شاه صفى ، به كوشش دكتر احسان اشراقى ، تهران ، انتشارات علمى ، 1364 ، ص 247 . همچنين : فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 474 . همچنين : جنگنامه كشم و جروننامه ، پيشين ، صص 198 - 187 . همچنين : « امام قلى خان سردار اسطورهاى فرهنگ ، تاريخ و استقلال ايران » ، مجموعه سخنرانىها و مقالات بزرگداشت امام قلى خان ، تهران ، منطقه آزاد قشم ، 1374 . ( 2 ) . فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 474 . تفصيل اين خبر در منابع عصر صفوى آمده است : بنگريد به : ذيل عالمآرا ، پيشين ، ص 117 . همچنين : خلاصة السير ، پيشين ، صص 154 - 148 . همچنين : از شيخ صفى تا شاه صفى ، پيشين ، ص 247 . ( 3 ) . تذكرة الملوك ، به كوشش محمد دبير سياقى با تعليقات مينورسكى ، ترجمه مسعود رجبنيا ، تهران ، امير كبير 1368 ، صص 86 - 85 . ( در تذكرة الملوك ، فارس به عنوان بيگلربيگىنشين آمده و نواحى حاكمنشين بحرين ، زيدابات ، سروستان ، دورق ، بندر ، دشتستان و سميرم جزء آن محسوب شده است . ) درباره محدوده قدرت والى فارس در سفرنامه « ابه كاره » كه بين سالهاى 85 - 1083 ق . / 74 - 1672 م . از سواحل ايران عبور كرده است ، اطلاعات بسيار مفيدى آمده است و مشخص مىشود كه حاكم بنادر كنگ ، چارك ، كنگان ، بوشهر و ريگ حداقل از لحاظ مالى تحت نظارت والى فارس بودهاند . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : - Carre , Abbe , The travels of The Abbe Carre in India and The Near east 1672 to 1674 , 3 Vols , London , 1947 براى نمونه در سفرنامه ابهكاره بنگريد به ، جلد سوم ، ص 828 ( ورود نماينده سلطان فارس به بندر نخيلو ) ، ص 828 ، ( ورود نماينده سلطان فارس به بندر بوشهر ) ، ص 835 ( ورود نماينده سلطان فارس به بندر بوشهر ) . ( 4 ) . ذيل عالمآرا ، پيشين ، ص 117 ؛ همچنين ، خلاصة السير ، پيشين ، ص 148 . ( 5 ) . واله اصفهانى ، پيشين ، ص 150 .